خرید بک لینک
درست پشت چهارراه شیبویا، نزدیک خروجی ۸ مترو، مجسمه‌ای‌ست که هرکس به توکیو می‌آید، به سراغش می‌رود تا با آن عکس یادگاری بگیرد. مجسمه نه تندیس یک امپراتور است که مجسمه‌سازان دربار آن را ساخته باشند و نه مجسمه یک سامورایی یا شوگان که دلدادگانش آن را در سال‌های دور به اینجا آورده باشند. مجسمه متعلق به هاچیکوست، یک مجسمه برنزی به رنگ طلایی از سگ وفاداری که قصه زندگی‌اش را همه ژاپنی‌ها می‌دانند. هاچیکو در سال ۱۹۲۳ به دنیا می‌آید. یک سگ نر سفید که متعلق به پروفسور شابرو اوئنو، استاد کشاورزی دانشگاه توکادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرمان کوهی تاريخ: يکشنبه 11 مرداد 1405 ساعت: 7:10

به نام خدامجموعه‌ی من هنوز در سفرم | ۱  و کسی نمی‌داند در کدام زمین می‌میرد  روایتی از سفر به کاتماندو، بامیانسهروردی می‌گوید ریشه‌ی کلمه‌ی عشق از گیاه «عشقه» آمده که دور درخت می‌پیچد و تمام جانش را می‌مکد تا درخت خشک شود و یک‌باره علاقه منقطع گردد: «عشق اگرچه جان را به عالم بقا می‌رساند اما تن را به عالم فنا باز آرد، زیرا که در عالم کون و فساد هیچ‌چیز نیست که طاقت بار عشق تواند داشت.»#مجموعه‌ی_من_هنوز_در_سفرم_|_۱ #و_کسی_نمی‌داند_در_کدام_زمین_می‌میرد #روایتی_از_سفر_به_کاتماندو،_بامیان،_تفلیس،_آتادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرمان کوهی تاريخ: سه شنبه 23 تير 1405 ساعت: 0:47

به نام خدا#مجموعه‌ی_من_هنوز_در_سفرم_|_۱ #و_کسی_نمی‌داند_در_کدام_زمین_می‌میرد #روایتی_از_سفر_به_کاتماندو،_بامیان،_تفلیس،_آتن،_هرات،_کابل،_جنوا،_قونیه،_مون‌پولیه، #مهزاد_الیاسی_بختیاری، نشر #نشر_اطرافاین کتاب جلد اول از مجموعه «من هنوز در سفرم» است با عنوان «و کسی نمی‌داند در کدام زمین می‌میرد.»موضوع: سفرنامه، جستار، انسان‌شناسیاین کتاب روایت سفر به شهرها و کشورهای کاتماندو، بامیان، تفلیس، آتن، هرات، کابل، جنوا، قونیه و مون‌پولیه است، اما صرفاً شرح وقایع سفر نیست. نویسنده که در رشته‌ی انسان‌شناسی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرمان کوهی تاريخ: سه شنبه 23 تير 1405 ساعت: 0:47

به نام خدادلبستگیِ کتابیطیف گسترده‌ای از تقدیم‌نامه‌ها از نوع خاص و عام‌اند. برای مثال گرچه آنتوان دو سنت اگزوپری شاهکار خود، شازده کوچولو، را به یک فرد خاص (لئون ورت) تقدیم کرد اما دوستان کوچکش را از یاد نبرد. کتابش را به لئون ورت وقتی پسری کوچولو بود تقدیم کرد:از این‌که کتابم را به یک آدم بزرگ اهدا کرده‌ام، جا دارد از بچه ها عذرخواهی کنم. البته من برای این کار دلیل موجهی دارم: این شخص بهترین دوست من است. دلیل دیگری هم دارم: این آدم بزرگ خیلی چیزها را می‌فهمد، حتی کتاب‌هایی را که برای بچه‌ها نوادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرمان کوهی تاريخ: سه شنبه 23 تير 1405 ساعت: 0:47

نوشتن برای کافکا بیان اندیشهای نیست که در عالم خیال بهعنوان الهامی هنری به ذهنش راه یافته، نوشتن برای کافکا کوششی است یأسآلود برای هضمکردن تأثیراتی که زندگی روزانه، آدمها، خندهها، تمسخرها، نیش و کنایهها، محبتها، آشناها و غریبهها بر او میگذارند. نوشتن برای او تلاشی است که شاید پروندهی روز بسته شود و امکان خواب فراهم آید، خوابی که دیدیم کمتر میسر میشود. کافکا مینویسد تا حساب خود را با روز پاک کند، ولی میدانیم که راه گریز از کابوس، بیدارشدن از خواب است. اما کابوسهای کافکا در بیداری به سراغ او میآیند. آنچه در طی روز گذشته است در ذهن او به صورت تصاویری پی در پی تکرار میشود، هر تصویر، تصویر دیگری را تداعی میکند، تداعی در تداعی، و اگر او اینهمه را ننویسد، ادامهی زندگی برایش ناممکن میشود، دیوانه میشود.پیشگفتار مترجم در #محاکمه، #فرانتس_کافکا، مترجم #علی_اصغر_حداد، #نشر_ماهی، ص ۱۱ ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرمان کوهی تاريخ: چهارشنبه 10 مرداد 1403 ساعت: 15:43

نگارندهى كتاب «المنتخب» چنين نقل كرده است:هنگام استهلال ماه صفر بگو:اللَّهُمَّ أَنْتَ اللَّهُ الْعَلِيمُ الْخَالِقُ الرَّازِقُ وَ أَنْتَ اللَّهُ الْقَدِيرُ الْمُقْتَدِرُ الْقَادِرُخداوندا، تو خداى آگاه، آفريننده و روزىرسان هستى و تو خداى توانا مقتدر و توانمندى،أَسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ عَلَى آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تُعَرِّفَنَا بَرَكَةَ هَذَا الشَّهْرِ وَ يُمْنَهُاز تو درخواست مىكنم كه بر محمد و آل محمد درود فرستى و ما را با بركت و خجستگى اين ماه آشنا گردانىوَ تَرْزُقَنَا خَيْرَهُ وَ تَصْرِفَ عَنَّا شَرَّهُ وَ تَجْعَلَنَا فِيهِ مِنَ الْفَائِزِينَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَو خير آن را به ما روزى كنى و از شرّ آن باز دارى و ما را از رستگاران در آن قرار دهى، اى مهربانترين مهربانان.اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ عَلَى آلِ مُحَمَّدٍ وَ اجْعَلْنِي أَكْثَرَ الْعَالَمِينَ قَدْراً وَ أَبْسَطَهُمْ عِلْماً وَ أَعَزَّهُمْ عِنْدَكَ مَقَاماً وَ أَكْرَمَهُمْ لَدَيْكَ جَاهاًخداوندا، بر محمد و آل محمد درود فرست و مرا در نزد خود بلندمرتبهترين، دانشمندترين، سرفرازترين، آبرومندترين و برترين همهى جهانيان قرار ده،كَمَا خَلَقْتَ آدَمَ ع مِنْ تُرَابٍ وَ نَفَخْتَ فِيهِ مِنْ رُوحِكَ وَ أَسْجَدْتَ لَهُ مَلَائِكَتَكَهمان گونه كه حضرت آدم-سلام بر او-را از خاك آفريدى و از روح خود در او دميدى و به فرشتگان دستور دادى تا در برابر او سجده كنندهوَ عَلَّمْتَهُ الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا وَ جَعَلْتَهُ خَلِيفَةً فِي أَرْضِكَو همهى نامهايت را به او آموختى و جانشين خود در زمين قرار دادىوَ سَخَّرْتَ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَ مَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً مِنْكَ وَ كَرَّمْتَ ذُرِّيَّتَهُ وَ فادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرمان کوهی تاريخ: چهارشنبه 10 مرداد 1403 ساعت: 15:43

جشن چله تابستان، جشن نوروز بل، جشن نیلوفر، چله تموز، زیارتگاه نارکی، تمامی این اسامی حکایت از یک جشن بزرگ در میانه های فصل تابستان در ایران باستان را دارند.جشن چله تموز، در تقویم کهن ایرانی گرمترین ماه سال است. «چله بزرگ» یکی از جشنهای ایرانی بوده که امروزه فراموش شده است اما در جنوب خراسان طولانیترین روز سال را هنوز هم گرامی میدارند اما نه با آن اهمیتی که برای شب چله زمستان یا یلدا قائل هستند. چهل یا چله تموز حدودا از اول تیر ماه شروع میشد و تا دهم مرداد ماه ادامه مییافت. معمولا شروع این چهل روز با طولانیترین روز سال شروع میشود.خراسان یکی از جاهایی است که جشن چله تموز هنوز در آن کم و بیش وجود دارد. در تقویم محلی بیرجند «چله بزرگ» تابستان از اول تیرماه شروع میشود و تا دهم مردادماه ادامه مییابد و «چله خرد» تابستان از دهم مرداد شروع و تا سیام این ماه ادامه دارد. در جنوب خراسان از اول تیرماه تا دهم مردادماه را «چله تموز»، از دهم مرداد ماه تا آخر این ماه را «چله خرد»، از اول دیماه تا دهم بهمن ماه را «چله کلو»، از دهم بهمنماه تا آخر این ماه را «چله خرد» میگویند.خراسانی میگوید:نه از شو مو منالم نه که از روز نه از یلدا گیله درم نه چله تموزهموقذر فهمیدم دمین ای دنیا که آسونی د بعد سختی میه هنوزمعنی شعر خراسانی: نه از شب من گله و ناله دارم و نه از روز نه از یلدا و نه از تموز.در قدیم روزهای بعد از نوروز را به دو چهل تقسیم میکردند چل روز اول که چله معتدل است و چل روز بعد که روزهای گرما است بعد از چله دوم چله تموز شروع میشود که داغ ترین روزهای سال است.سعدی درباره این روز مینویسد:عمر برف است و آفتاب تموزاندکی ماند و خواجه غَرّه هنوزای تهیدست رفته در بازارترسمت پُر نیاورادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرمان کوهی تاريخ: چهارشنبه 10 مرداد 1403 ساعت: 15:43

#سخن_عاشق #گزیدهگویهها، #رولان_بارت، ترجمه از فرانسه به انگلیسی: #ریچارد_هوارد، ترجمه از انگلیسی: #پیام_یزدانجو، #نشر_مرکز

اصلا نتونستم با ترجمهی کتاب ارتباط برقرار کنم. بخشهای کمی از کتاب به نظرم خوب بود. امتیاز: ۲ از ۱۰.

برچسب: نویسنده: آرمان کوهی تاريخ: يکشنبه 31 تير 1403 ساعت: 12:28

روز اوّل روز عید فطر است و اعمال آن چند چیز است:اوّل آنکه بخوانى بعد از نماز صبح و نماز عید آن تکبیراتى را که در شبش بعد از نماز فریضه مى خواندىدوّم آنکه بخوانى بعد از نماز صبح دعائى را که سید روایت کرده اَللّهُمَّ اِنّى تَوَجَّهْتُ اِلَیک بِمُحَمَّدٍ اِمامى الخ و شیخ این دعا را بعد از نماز عید ذکر فرمودهسوّم بیرون کردن زکوة فطره است از هر سرى صاعى پیش از نماز عید به تفصیلى که در کتب فقهیه است و بدانکه زکوة فطره واجب مؤ کد است و شرط قبولى روزه ماه رمضان و سبب حفظ تا سال دیگر است و حق تعالى آن را مقدّم بر نماز ذکر فرموده در این آیه شریفه قَدْ اَفْلَحَ مَنْ تَزَکى وَ ذَکرَاسْمَ رَبِّهِ فَصَلّىچهارم غسل است و بهتر آن است که اگر ممکن شود از نهر غسل کنى و وقت آن بعد از طلوع فجر است تا زمان بجا آوردن نماز عید چنانچه شیخ فرموده و در جزء روایتى است که غسل را در زیر سقفى بکن و چون خواستى غسل کنى بگو:اَللّهُمَّ ایمانا بِک وَتَصْدیقاخدایا بخاطر ایمان به تو و تصدیقبِکتابِک وَاتِّباعُ سُنَّةِ نَبیک مُحَمَّدٍ صَلّى اللّهُ عَلَیهِ وَ الِهِکتاب تو و پیروى از روش پیغمبرت محمد صلى اللّه علیه و آلهپس بسم اللّه بگو و غسل کن و چون از غسل فارغ شدى بگو:اَللّهُمَّ اجْعَلْهُ کفّارَةً لِذُنُوبى وَطَهِّرْخدایا قرارش ده کفاره گناهانم و دین و مذهبم رادینى اَللّهُمَّ اَذْهِبْ عَنِّى الدَّنَسَپاک گردان خدایا دور کن از من چرکى راپنجم پوشیدن جامه نیکو و به کار بردن بوى خوش و رفتن به صحرا در غیر مکه براى نماز کردن در زیر آسمانششم پیش از نماز عید در اوّل روز افطار کنى و بهتر آنست که به خرما یا به شیرینى باشد و شیخ مفید فرموده مستحب است تناول کردن مقدار کمى از تربت سیدالشهداء علیه السلام که شفا است از براى هر دادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرمان کوهی تاريخ: شنبه 1 ارديبهشت 1403 ساعت: 5:30

روز بیست و پنجم سنه صد و چهل و هشت به قول بعضى وفات امام جعفر صادق علیه السلام واقع شده و بعضى روز وفات را نیمه رجب گفته اند و سبب وفات آن حضرت زهرى بوده که در انگور به آن حضرت خورانیده بودند و روایت شده که چون هنگام وفات آن حضرت شد چشمهاى خود را گشود و فرمود که خویشان مرا جمع کنید چون همه جمع شدند بسوى ایشان نظر کرد و فرمود شفاعت ما نمى رسد به کسى که نماز را سبک بشمارد و اعتنا به شاءن او ننماید.منبع: کلیات مفاتیح الجنان، حاج شیخ عباس قمی (ره)التماس دعا ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرمان کوهی تاريخ: شنبه 1 ارديبهشت 1403 ساعت: 5:30

#هری_پاتر_و_زندانی_آزکابان، #جی.کی.رولینگ، مترجم: #ویدا_اسلامیه، #کتابسرای_تندیسداستان کتاب پرکشش و جذاب بود، هر چند داستانهای تخیلی ژانر مورد علاقهی من نیستند ولی این کتاب به نظرم خوب بود. گرهها و پیشرفت چندوجهی داستان موجب شده بود که داستان گیرایی از کار دربیاد. چاپی که من مطالعه کردم چاپ چهلم کتاب بود، ولی متعجبم که کتاب هنوز ایرادهای چاپی زیادی داره، پس کی قراره این ایرادها برطرف بشه!!؟ امتیاز: ۶۷ از ۱۰.(خطر لو رفتن داستان (اسپویل))پس از اینکه عمه مارج وارد خانهی خالهٔ هری پاتر میشود با هری درگیری پیدا میکند و هری ناخواسته و بر اثر عصبانیت زیاد باعث اتفاق ناخوشآیندی میشود: عمه مارج باد شده و مانند بادکنکی به هوا میرود.هری از خانه فرار میکند و منتظر مجازات وزارت جادو میماند زیرا انجام جادو برای افراد زیر سن قانونی ممنوع است و هری فقط ۱۳ سال سن دارد. هری مطلع میشود که سیریوس بلک (همان کسی که با همدستی با ولدمورت به پدر و مادر هری خیانت کرده) اکنون از زندان فرار کرده و حالا دنبال اوست و به همین دلیل وزارت برای او حکم اخراج نمیفرستد تا بتواند در مدرسهی هاگوارتز در امان باشد.هری در دورانی سخت قرار دارد که همواره باید مواظب باشد که مورد حملهی سیریوس بلک قرار نگیرد. اما در پایان مشخص میشود که سیریوس بلک دوست صمیمی پدرش و پدرخواندهی هری است و کسی که پدرش را به ولدمورت لو داده پیتر پتی گرو بوده که خودش را به شکل موشی درآورده بوده که از قضا موشخانهگی رون ویزلی بهترین دوست هری بوده است. اما درست وقتی که همه چیز درست میشود و سیریوس موش را به شکل انسانیاش برمیگرداند و همه به اینکه به وسیلهی او بیگناهی سیریوس را ثابت کنند امیدوار میشوند همه چیز نقش بر آبادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرمان کوهی تاريخ: شنبه 1 ارديبهشت 1403 ساعت: 5:30

جوهر ذاتی اجسام قابل دیدن نیست و تو باید بیاموزی جوهر ذاتی دنیای اطرافت را با قلبت درک کنی. اگر بخواهیم اینطور فکر کنیم چشمها برای درک جوهر اجسام مانع بزرگی هستند، آنها حواس ما را پرت میکنند و ما انسانها بهطور غریزی غرق شدن را دوست داریم پس باید بدون چشم به کشف درونمایهی زندگی برویم، تنها با قلبمان.#هنر_شنیدن_صدای_قلب، #جان_فیلیپ_سِندکِر، مترجم: #نیکی_فیروزکوهی، #انتشارات_شالگردن، ص ۲۶۶ ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرمان کوهی تاريخ: يکشنبه 6 اسفند 1402 ساعت: 19:48

بدانکه مستحبّ است در شب چهاردهم چهار رکعت نماز بگذارند به دو سلام درهر رکعت حمد یک مرتبه و یس و تَبارَک المُلْک و توحید بخوانند.

منبع: کلیات مفاتیح الجنان، حاج شیخ عباس قمی (ره)

التماس دعا

برچسب: نویسنده: آرمان کوهی تاريخ: يکشنبه 6 اسفند 1402 ساعت: 19:48

روزه ی این روز سنّت است. منبع: زاد المعاد علامه محمد باقر مجلسی التماس دعا

برچسب: نویسنده: آرمان کوهی تاريخ: يکشنبه 6 اسفند 1402 ساعت: 19:48

من پوستین را رها کردهام، پوستین مرا رها نمیکندگویند که معلمی از بینوایی در فصل زمستان درّاعه کتان یکتا پوشیده بود. مگر خرسی را سیل از کوهستان در ربوده بود، میگذرانید و سرش در آب پنهان. کودکان پشتش را دیدند و گفتند: استاد اینک پوستینی در جوی افتاده است و ترا سرماست، آن را بگیر.استاد از غایت احتیاج و سرما در جست که پوستین را بگیرد. خرس نیز چنگال در وی زد. استاد در آب گرفتار خرس شد. کودکان بانگ میداشتند که ای استاد یا پوستین را بیاور و اگر نمیتوانی رها کن تو بیا.گفت: من پوستین را رها میکنم، پوستین مرا رها نمیکند.۱(فیه ما فیه، جلالالدین محمد مولوی، ص ۱۱۵ - ۱۱۶)ا عبدالرحمن جامی روایتی متفاوت از این لطیفه را به نظم کشیده است. چند روایت شفاهی نیز از آن ثبت شده است (نک: داستانهای امثال، ص ٤٥ و ١٤١؛ سرزمین و فرهنگ مردم ایزد خواست، ص ٤١٩).#هزار_سال_داستانهای_طنزآمیز_ادب_فارسی #(از_فردوسی_طوسی_تا_ملاحبیبالله_کاشانی)، گزینش و پژوهش: #محمد_جعفری_(قنواتی) #سیداحمد_وکیلیان، مدیر پروژه: #علی_خانجانی، #کانون_پرورش_فکری_کودکان_و_نوجوانان، ص ۸۳ ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرمان کوهی تاريخ: يکشنبه 8 بهمن 1402 ساعت: 13:48

صفحه بندی